تولد بابا رسول
بازی بازی بازی
چون من و بابا رسول زیادی عجولیم امروز (11/9/91)تو رو گذاشتیم توی روروئک و تو هم با تعجب نگاهش میکردی. 11/9/91 اول کلی نگاش کردی 11/9/91 بعد هم به ما نگاه میکردی 11/9/91 بعد هم شروع کردی به خوردن دستات. راستی این عروسکت رو خیلی دوست داری وقتی روشنش میکنم ساکت میشی ٩/٩/٩١ وقتی هم که خاموشش میکنم گریه میکنی پسر گلم این روزا حسابی شیطون شدی و خودت رو واسمون لوس میکنی. تا دستت رو میگیرم خودت رو میکشی به سمت جلو و روی پاهات وایمیسی مثل فنر بالا و پایین میپری. و وقتی روی مبل یا کریر میشینی به سمت جلو میای و همش باید حواسم بهت باشه که نیفتی و وقتی روی شکم میخوابونمت س...
نویسنده :
مامان مهناز
11:54





